

وقتی که بارون چشمات شونمو می لرزونه 
نمی خوام گریه کنی اشک تو چشمات بمونه
دوست دارم وقتی دلم میگیره از بی کسی
سر رو زانوم بذارم تو به دادم برسی
تو شب گرم مرداب ،تو فصل سرد پائیز
هوا که بارونی شد ،گریه میکردی عزیز
چه غربت عجیبی تو چشمات خونه کرده
برات بمیرم بگو،چرا دست تو سرده
این همه دلواپسی تو قلب تو چی میخواد
یکی باید به قلبت یه جون تازه می داد
دلواپس گریه هات شدم عزیز تنها
بی کسی خیلی سخته،اینو میدونم زیبا
اینجا یکی مثل تو،پر از شبای درده
یکی همین دوروبر، واسه تو گریه کرده
حالا دوباره چشمات نم بارون گرفته
امّا یکی اینجا هست که از پیشت نرفته




| |