مدیریت علمی و مدیریت علوی :
یکی از نظریههای کلاسیک مدیریت که تحوّل عظیمی در شیوههای مدیریتی به وجود آورد و زمینه ساز انقلاب صنعتی اروپا گردید ، «نظریه مدیریت علمی» ، فردریک تایلر است .
نظریه تایلر بر اصول اساسی زیر مبتنی بود : انتخاب علمی و کارشناسانه افراد ، برنامه ریزی دقیق برای کار و آموزش درست به افراد.
او ضمن تأکید بر کیفیسازی کار بر افزایش حقوق و دستمزد کارکنان نیز اصرار دارد و معتقد است این امر به افزایش کمیت و کیفیت کار میانجامد . در مدیریت علوی، بر عناصر مطلوب و سازنده مدیریت علمی تأکید شده و از عیوب و نارساییهای آن پرهیز گردیده است . چنانچه امام در عهدنامه خود به مالک توصیه مینماید : « حقوق کارکنان را بیفزای ، این کار مایه توانایی بر اصلاح خودشان میگردد و موجب بینیازی آنها از مردم میشود »[1].
همچنین امام بر انتخاب دقیق افراد برای تصدّی مسئولیت تأکید نموده و میفرماید : « در امور کارکنانت بیندیش و پس از آزمایش به کارشان بگمار و با میل شخصی و بدون مشورت با دیگران آنها را به کاری مگمار»[2].
امام ، آموزش کارکنان و افراد تحت فرمان را یکی از ضروریات میداند و خود در جنگها سربازان و فرماندهان سپاه را پیش از مقابله با دشمن، آموزش میداد . چنانچه پیش از نبرد صفّین خطاب به لشگریان میفرماید : « زره پوشیدهها را پیشاپیش لشگر قرار دهید و آنها که کلاه خُود ندارند ، در پشت سر قرار گیرند ، دندانها را در نبرد روی هم بفشارید که تأثیر ضربت شمشیر را بر سر کمتر میکند ، در برابر نیزههای دشمن ، به خود پیچ و خم دهید که نیزهها را میلغزاند و کمتر به هدف اصابت میکند و چشمها را فروخوابانید که بر دلیری شما میافزاید … »[3].
چنانکه ملاحظه میگردد امام قبل از جنگ ، ظریفترین و حساسترین نکات نظامی را نیز به سپاهش آموزش میدهد و آنها را از هر نظر برای انجام کار (نبرد) آماده میکند .
یکی از انتقاداتی که به نظریه تایلر وارد است این است که از امکانات مختلف و
شایستگیهای متفاوت در افراد غفلت ورزیده است و تمام افراد را یکسان فرض نموده
است در صورتی که امام به این حقیقت که امروزه از نظر علمی نیز به اثبات رسیده ،
دقیقاً عنایت داشته و میفرماید : «جوهر آدمیان در تحوّلات و دگرگونیها مشخص
خواهد شد»[4]. در جای دیگر امام دقیقاً به تفاوتهای فردی میان انسانها اشاره داشته و میفرماید : «علت تفاوتهای میان مردم ، گوناگونی سرشت آنان است … یکی زیباروی و کمخرد ، دیگری بلند قامت و کم همّت ، یکی زشت روی و نیکوکار ، دیگری کوتاه قامت و خوش فکر ، یکی پاک سرشت و بداخلاق ، دیگری خوش قلب و آشفته عقل و آن دیگر سخنوری دل آگاه است »[5].
در نظر گرفتن تفاوتهای فردی افراد در کار سبب بهرهگیری بهتر از تخصص افراد توأم با حفظ خصوصیات خلقی و روحی آنان است که مدیریت علمی تایلر از این مزیّت بیبهره است ولی در مدیریت علوی به خوبی از آن بهرهبرداری شده است .
انتقاد دیگری که به نظریه تایلر وارد میباشد این است که گرایش به دیکتاتوری دارد زیرا همه تصمیمات به دست مدیر سازمان میباشد و برای کارگران هرگز حق اعتراض و تغییر وضع موجود ، نیست . در نظریه مدیریت علمی به کارکنان ، بسان ابزار تولید نگریسته شده است و مدیر یگانه فردی است که برای آنها تصمیم میگیرد . در حالی که در مدیریت علوی این امر به شدت نهی شده است . امام درباره لزوم رسیدگی به زیردستان و مشورت خواستن از آنان به مالک توصیه مینماید : « بخشی از وقت خود را برای نیازمندان قرار ده و خود نزد آنان برو و با آنها جلسهای عمومی داشته باش و به خاطر خدایی که تو را آفرید ، تواضع کن و محافظان و سربازانت را دور کن تا آنها بدون لکنت زبان با تو سخن بگویند»[6].
در جای دیگر پیرامون مشورت کردن با مردم میفرماید : « هر کس که با مردم مشورت کند ، در عقل آنان شریک میشود»[7]. لذا در مدیریت علمی ، استبداد جایی ندارد .
| |