در بسیاری از مواقع رخداد ها و حوادث غیر مترقبه ای پیش می آید. نحوه برخورد و دید ما نسبت به این نوع قضایا، میزان رشد فکری و سطح توانایی ما را نشان میدهد. اما به نظر شما چه عواملی موجب میگردد که ما نتوانیم رفتار شرایط عادی را در لحظات سخت داشته باشیم؟
انسان از یک منطقه آرامش روانی برخوردار می باشد، که پیوسته در حال گسترش ( ناخودآگاه ) آن است.
اگر مشکل پیش آمده در داخل آن منطقه باشد اصلا برای او مشکل محسوب نمیگردد و درصورتیکه نزدیک مرزهای خارجی باشد، با سعی و تلاش آنرا حل نموده و بدین ترتیب دایره خود را گسترش میدهد. اما درصورتیکه فاصله از مرز ها زیاد باشد تنش های عصبی زیادی برای فرد مذکور به وجود می آید. به دلیل این تنش ها آن شخص بدنبال رهایی سریع از وضع موجود است. اما راه های سریع معمولا جامع نیستند و شبیه این عمل است که برای تمیز کردن یک منطقه ابزار زائد و آشغال ها را در منطقه دیگری که کنار آن است قرار دهیم. بدین ترتیب مشکل نه تنها از بین نمیرود که به دلیل افزایش تنش ها استفاده از منابع ما را محدود تر میسازد.
راه کار در چنین مواقعی تفکر قبل از هر اقدام است.
اما از آنجائیکه شرایط اقدام ضروری نیاز دارد نمیتوانیم کنترل کنیم! بهترین راه حضور بدون ابزار اقدام است. و بعد از شنیدن و دیدن شرایط و درک خوب آن اقدام نماییم.
| |