RSS  | خانه | شناسنامه | پست الکترونیک | مدیریت | یــــاهـو
حکایات شیخ جعفر مجتهدی - *اسرار موفقیت*
  •   لیست مطالب وبلاگ
  • این جوانان چه تفاوتهایی با جوانان نسل جنگ دارند ؟
    تصویری دیدنی و واقعی از استکهلم سوئد
    محبت ـ نشاط ـ وفاداری
    حکایات شیخ جعفر مجتهدی
    مرد ۳۳ ساله با زن ۱۰۴ ساله ازدواج
    چهره خوانی چیست؟
    عشق و ازدواج
    هر شب چو آفتاب به بالین من بتاب - استاد شهریار
    خانهء دوست کجاست؟
    دستم را بگیر تا به اوج آسمانها سفر کنم - مهدی
    نفس نفس ببویمت
    هنگامی که از چیزی میترسی ، خود را در آن بیفکن
    مینای بشکسته
    وایرلس
    چگونه سرعت نمایش منوها را در محیط ویندوز افزایش دهیم
    شروع دوباره
    دوستی و کهنه گی
    احساس طرف یا توانایی ما ؟
    شاخ و شونه
    تطبیق با شرایط حاضر
    ما یک تیم کاری هستیم
    شاد زندگی کنیم
    سلسله مراتب سازمانی
    اصلاح نظام اداری در پرتو مدیریت ...
    مدیریت زمان و مدیریت علوی
    بوروکراسی اداری و مدیریت علوی
    مدیریت علمی و مدیریت علوی
    مدیریت ژاپنی و مدیریت علوی
    اساسی ترین آفات مدیریت از دیدگاه ...
    شاخصه‌های اصلی اخلاق مدیریتی
    مورچه ای میان آسمان و زمین !
    خواسته آدم پول دار
    عشق
    صبر
    سیزده نکته برای زندگی از گابریل ...
    آزمون خودشناسی:
    *بهترین ِمن*
    رمز موفقیت
    *بارون چشمات*
    دلم رو برده ای!
    چشم انتظار
    باران ،من و تو
    سیب ِ قشنگم!
    *تفاوت زن و مرد*
    <<راه رسیدن به هدف>>
    توانگری
    <<15 توصیه مفید >>
    آفرینش توانگری ذهنی از طریق تصاویر
    *بخشش*
    علی مولا...
    :::گوجه فرنگی؟؟؟::::
    برنامه ....
    بالا رفتن از کوه ....
    فرا رفتن ....
    وقت
    واقعیات موجود
    عنوانش با خودت ....
    سیستم الکترونیکی ترمز ABS
    آشنایی بیشتری با Blue Tooth
    هشت بازی برای به‌کار انداختن مغز
    کاربرد های جدید برای گوشی های ... [2]
    تاریخ جدایی انسان های غارنشین و مدرن
    کاهش درجه حرارت بدن سبب افزایش طول عمر موش ها می شود
    گوجه فرنگی بخورید
    خلق تابلوهای نقاشی با مو ، آب میوه و قهوه
    بدترین رفتار ممکن در یک جلسه
    فعالیت فیزیکی سبب کاهش خر و پف در کودکان می گردد
    رژیم های غذایی بلند مدت راه سالم تری برای کاهش وزن است
    سنگین وزن ترین زن جهان و رکورد دار کاهش وزن، در گذشت
    تاثیر ورزش بر کاهش افسردگی
    ضریب هوشی مردان از زنان بالاتر است
    شیشه، آینه، عینک
    پیشینه پارسی ها
    نسبیت عام و خاص
    جورچین یا پازل (Puzzle)
    روند اسرار آمیز سالخوردگی
    یک عمر زندگی با کانزی
    اعلامیه ای رسمی با زبان اول شخص مفرد
    زنبور عسل
    قانون صفرم ترمودینامیک
    نمک ، دوست یا دشمن؟
    ولفگانگ گوته
    25 اردیبهشت، روز جهانی خانواده
    وضعیت لشکر اسکندر و داریوش
    کپی رایت در اینترنت
    قبل از خوردن فکر کنید !
    سفرهای سون هدین
    رودخانه آمازون
    GPS چیست ؟
    هوش مصنوعی
    تاکسی
    هابل، تلسکوپ فضایی
    مخابره اولین پیام تلگرافی و امواج کوتاه
    چگونه وزن خود را اضافه کنیم
    وضعیت مذهب در دوران هخامنشیان
    صلیب سرخ و هلال احمر
    انسان، حیوان و نیروهای ماوراء الطبیعه
    ذرت
    پرچم و درفش در ایران باستان
    گربه نماد خدایان یا شیاطین ؟
    واقعیت هایی راجع به سردرد
    حکمیت تاریخ در باره کوروش
    عجایب هفتگانه
    نگاهی به تقویم مصر و روم باستان
    سرنوشت رساله "جهان" دکارت
    یک انفجار بزرگ
    با طب سوزنی آشنا شویم
    عدد پی (p)
    وایکینگ ها
    قانون مورفی
    میراث اسکندر
    شیشه، آینه، عینک
    آزبست (Asbestos)
    شبیه سازی انسان [2]
    اجزای تشکیل دهنده خون را بشناسیم
    مونالیزا
    خواص یوگا در میان سالی
    مرغ عشق (Lovebird)
    شادابی و احساس مثبت بودن
    نیازهای معیشتی مانع خلاقیت کارکنان
    شادی را به اگرها موکول نکنیم
    مدیریت اتوبوسی
    مدیریت تحول
    غورباقه‌های ایرانی
    ده فرمان کار آفرینی
    شاد زندگی کنیم
    اصلاح نظام اداری در پرتو مدیریت علوی
    مختصری درباره ی آقای برایان تریسی
    چگونه می توان از خود ارضایی آزاد شد، جنبه روانشناختی آن
    چگونه می توان بر خشم خود غلبه کرد
    روز جهانی زمین
    افلاطون (Plato)
    شعر دلتنگی از مهدی
    خانه دوست کجاست؟ - فریدون مشیری
    اشعار ناتمام از مهدی
    خوبی محمود احمدی نژاد
    هیچ به تابلوهای راهنمایی رانندگی توجه کردی؟
    چرا سکس نه --- علائم ایدز
    آدم نما ها
    **** خوش آمدید ***
    بخوانید جالب هستند
    خوشبختی کیفیت ذهنی است که اندیشه از آن لذت میبرد
    حتما خوشبخت‌ خواهید بود."
    روی ماه خدا
    اینکه خدا را بشناسی ولی او را دوست نداشته باشی
    گویند خدا همیشه با ماست
    بیماری --- وزوز گوش
    عسل
    چهره های علمی
    ضرب المثل های ملل
    قوانین جهانی موفقیت
    درمان سرمازدگی
    لبخند زدن
    جمله رسول خدا به ابوذر
    هرگز فراموش نکن
    آنتنی رابینز
    عاشورا
    رمز موفقیت --->
    سفر
    پاکیزگی
    روانشناسی --- خنده
    روانشناسی --- خواب
    روانشناسی --- تنش
    روانشناسی --- آرامش اعصاب
    روانشناسی --- باغبانی و خشم
    خوشبختی همان لحظاتی بود
    حکمت خدا رو ببین
    رمز موفقیت در دوست داشتن دیگران و درارتبط بودن با دیگر انسانهاست
    زمزمه تلاش
    جوانترین میلیاردرهای جهان
    70 نکته برای موفقیت در بازاریابی الکترونیکی
    160 نکته در مدیریت
    تکرار کلام مثبت
    اضطراب و نگرانی
    افسردگی
    عشق مثل نفس کشیدن
    درس زندگی
    حقیقت
    مناجات دلشدگان
    *** جمله زیبا ***
    فقط خدا
    *علم موفقیت*
    موفقیت
    مثبت اندیشی کلید موفقیت
    راز تحول مثبت
    سپاس‌گزاری شفابخش است
    تصمیم‌گیریهای سال جدید
    رموز موفقیت از زبان خداوند
    راهکارهای شادمانی
    اگر می‌خواهید جذاب باشید...
    چگونه بهترین نتیجه را از یک کتاب بگیریم
    زندگی
    داستانهای پند آموز
    حلقه گمشده موفقیت
    راه توانگری
    مقاومت در برابر تغییر
    وسیع باش تنها و سخت
    شفابخشی از طریق ذهن
    یک جمله زیبا
    ایمان فعال
    با چه کسی مشورت کنیم ؟
    چگونه تغییر و تحول را در خود پایدار کنیم ؟
    چگونه در خود تغییرات پایدار بوجود بیاوریم 2
    برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه
    دعا نیرومندترین قدرت کائنات
    یه قولی به من بدید
    سخنانی برای زندگی بهتر
    من انسان زیبای دیگری شده ام
    جملات تفکر بر انگیز
    روانشناسی چهره
    اوبرای ایرانیان می گریست!!!
    عشق افراطی و اعتیاد به عشق بخش اول
    طلاق
    گروه خونی و شخصیت ها
    نقاشی بچه‌ها را چگونه تفسیر کنیم
    روش تشخیص عشق حقیقی
    خصوصیات یک دوست خوب
    آموخته هایی زیبا از استاد همایون بنادرخشان
    مرتکب خطا شدن
    دل ....
    پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید
    چرا بسیاری از انسانها از هنر عشق ورزی عاجز هستند؟
    تاریخچه سرود ای ایران ای مرز پر گهر نخستین سرود ملی ایران
    تاریخچه روانشناسی
    10 روش مؤثر برای موفقیت در دانشگاه
    درسهاى براى بهتر زیستن
    عزت نفس
    ویژگی افراد شاد
    تفکر مثبت و یا منفی
    چرا باید هدف مشخص شود؟
    ویژگیهای هدف :
    من های انرژی بخش :
    10 قدم برای جذب انسانها، ایده ها و فرصتهای عالی
    عشق در 10 کلمه
    20 روش عاشقانه
    زندگی چیست؟
    به نظر خودتان چقدر ظرفیت دارید؟
    40 توصیه برای لذت بردن از زندگی
    ارتباط بستنی با شخصیت
    راز موفقیت: دو کلمه
    سن ازدواج دختران
    نقل قول‌هایی از روان‌شناسان بزرگ
    عامل اصلی جرایم جنسی
    راز خوشبختی ...
    اسرار موفقیت
    <<موفقیت>> در ایران حراج می شود
    کلیدهای‌ موفقیت
    در جاده موفقیت!
    راه موفقیت را پیدا کنید
    اولین‌ها و 300
    با قدرتمندترین واژه هاست که پیروز می شویم ...
    آیا ما ایرانیان بهترین مردم دنیا هستیم؟
    نکات کلیدی موفقیت در بازاریابی
    انواع دست دادن
    تصویر جالب
    اما حالا وقت استراحت نیست
    هفت عادت مردمان موثر 3
    هفت عادت مردمان موثر 2
    هفت عادت مردمان موثر 1
    آن روز خواهد آمد
    خصلت های نه گانه
    فواید غذاهای دریایی
    عجیب‌ترین نام‌های ایرانی
    رمز موفقیت یک ورزشکار
    شکست
    6 راه برای بالا بردن کیفیت یک رابطه
    سخنان بزرگان
    پندهای بزرگان
    کلمات شیرین
    بزرگان چه می گویند؟
    تلاش (گفته های بزرگان)
    مشروبات الکلی1
    مشروبات الکلی2
    مشروبات الکلی3
    مشروبات الکلی 4
    حکم شرعی انرژی درمانی
    زینب، ای بانوی خورشیدهای دربند
    بهترین موقع دعا از دیدگاه حضرت زهرا
    تقویت ایمان
    شاخص های محاسبه نفس
    زندگی مشترک شیرین
    رابطه کاهش اضطراب با نماز صبح
    دلیل اقامه نماز اهل سنت در پنج نوبت
    زن در ضرب المثلهای ملل
    چند کلمه از بزرگان در مورد زن
    نکته هایی ‌برای تبدیل روزهای کسل‌کننده به شادترین لحظات زندگی
    چرا برخی افراد خواب راحتی ندارند؟
    خُرخُر کردن چیست و چگونه درمان می شود؟
    تعریف عشق از افراد گوناگون
    30 مطلب جالب و خواندنی
    چرا پلک می‌زنیم؟
    چند حکم فقهی درباره استخاره و دعا نویسی
    چگونه فرزندانمان را از خطر اعتیاد برهانیم ؟ (حتما بخوانید)
    صبر کلید گنجینه اسرار
    خدا چرا شیطان را آفرید؟
    درد دلی شاعرانه
    بعد از مرگم چه خواهد شد
    مختصری از اعمال ماه شعبان
    چرا شیعه شدم؟
    عشق و جوانی
    درنوشیدن چای افراط نکنید
    راز بدشانسی
    تقویت اتحاد ملی
    گرایش چشمگیر جوانان اروپایی به مطالعه کتب اسلامی
    گرایش زنان انگلیسی به اسلام
    بازیگر هفته :مهناز افشار
    دلایل فراردختران
    نام مراکز مهم و پایتخت های ایران کهن
    یک تجربه خوب از نحوه تربیت
    فرشته ای به نام مادر
    نوشته های جالب وخواندنی
    راز طول عمر حضرت مهدی (عج)
    حدیث جالب
    دستهای تنها
    روانشناسی (دوست داشتن)
    مناجات
    موریانه‌ها در برابر آیات الهی سرتعظیم فرود ‌آوردند
    ضدحال دانشجویی
    هر لحظه
    این آبی و قرمزِ دوست داشتنی‌! (تأثیر روانی دو رنگ آبی و قرمز بر
    بدون استرس زندگی کنید!
    دوست دارید فکر اطرافیانتان را بخوانید؟
    چگونه به آرامش برسیم ؟؟؟
    هفت اصل بیل گیتس
    دانستنیها
    نازم ...
    سخن طلایی
    چند ورزش برای شکم
    کارکرد مغز ها ...
    از اذان تا نماز وقته عجله کن!!!
    فرق ادمها
    حرکات کششی
    صید آرامش
    سرّ صلوات
    اذان در مناره‌های نیویورک
    چرا مردان ریش میگذارند؟
    چند می‌گیری بخندی؟ ! ؟
    نوشته های پشت تریلی
    مهمترین ویژگی های فنی اتومبیل فرمول یک
    9 تصورغلط در مورد ازدواج به همراه حقایق آنها
    ‌رد‌ پای‌ عشق‌ ‌ ‌در زندگی، کار و کیفیت‌
    تست آی کیو (خیلی خیلی جالب)
    اگه میخوای میلیونر بشی بخون (خیلی جالب)
    در صورت در آب افتادن یا خیس شدن گوشی باید چه کرد ؟
    ترفند: اجرای 3GP در Media Player
    کلید زندگی موفق
    راههای شناسایی یک دوست خوب
    20 روش ساده برای گفتن دوستت دارم
    آرامش : الگوهاى ذهنى
    سامی یوسف فرزند بابک رادمنش!
    10راهکار برای زندگی بدون نگرانی
    شایسته ترین دوستی ها
    الفبای زندگی ....
    فهمیده‌ام که ...
    قورباغه راقورت بده!
    راههای خوب زیستن
    چگونه قرآن بخوانیم؟
    روزه و روزه دار در کلام معصومین
    چند نکته در مورد تغذیه در ماه رمضان
    اطلاعات جالب در مورد غذا خوردن در ماه رمضان
    چند بیت شعر پرمعنا
    عشق یعنی ...
    چقدر دوست داشتنی هستید؟
    نقاتی از بدن آقایون که خانوما بیشتر به اون توجه میکنند
    نه نکته برای محبوب شدن
    نکته هایی برای زندگی ایده ال
    نحوه صحیح ایستادن، نشستن و خوابیدن
    کلید شادی جوانان
    بهترین سن برای تربیت
    استاد مطهری از زبان بزرگان
    بخند، تا دنیا به تو بخندد
    ثانیه ها
    آرامش ، در بدترین شرایط
    عوامل و موانع نشاط در خانواده چیست؟(1)
    تاریخچه ی باشگاه پرسپولیس
    اگه عاشق کسی شدی ...
    خود را دست کم نگیرید
    10قانون موفقیت در زندگی
    21 رمز موفقیت میلیونرهای خودساخته
    20مهارت که تو را در نزد مردم محبوب می کند
    کدام درست است
    چگونه مى‏توانیم حقایق را آن گونه که هست، ببینیم؟
    چگونه در برف و یخبندان رانندگی کنیم
    تاریخچه حجاب
    چگونه در امتحانات موفق شویم؟
    چه گلی را در چه زمانی و به چه کسی هدیه دهیم؟
    تذکرات آموزنده
    رجیستری چیست؟
    نحوه صحیح ایستادن، نشستن و خوابیدن
    چه حوصله ای
    تمرینات قدرتی برای عضلات بدن
    8 استراتژی برای اینکه همانند یک نابغه فکر کنید
    زندگی چیست؟
    عاشقانه ترین عبارات برای ابراز عشق
    چگونه شاد زندگی کنیم؟
    تغذیه مناسب؛ کلید زیبایی موها
    خودسرانه به کسی دارو ندهید
    جادوی نفوذ در دلها
    5 جمله معجزه آسا
    20 کلید طلایی برای ارتباط موفق با شوهر
    زندگی اسرار موفقیت
    حجرالاسود چیست؟
    سلطان بانوی اس ام اس (پیام کوتاه)!
    دانستنیهای بمب اتم
    تفکر مثبت
    10 ماده غذایی مناسب
    با کمردرد خداحافظی کنیم
    بهترین بازیکن فوتبال در سال 2007
    از صفحه کلید بهتر استفاده کنید!
    مشاهیر جهان: ارشمیدس
    پوستی سالم برای همه
    نفس کشیدن را یاد بگیرید
    پنج توصیه غذایی برای افزایش هوش
    چرا باید به ایران افتخار کنیم ؟
    زیبایی ریاضیات
    شش خصلت زشت
    کم گویى و گزیده گویى
    راز و رمزهای عالم خلقت-1
    راز و رمزهای عالم خلقت-2
    5 راه براى از بین بردن خستگى
    خواص غذایی و سلامتی کاهو
    یک زندگی متفاوت
    احادیثی ناب از چشمه جوشان سالار شهیدان(ع)
    چه کنیم تا کمر باریک و خوش اندام شویم!
    اشعار طنز -حتما بخوانید
    هفت سین
    10 راز ذهن انسان
    تأثیر مثبت برخی ورزشها بر رشد استخوان

    تبلیغات
    + حکایات شیخ جعفر مجتهدی ( سه‏شنبه 30/8/1385 ساعت 11:51 عصر )


    از عارف سالک مرحوم

    استادجناب شیخ جعفر مجتهدی 

    مشاهداتی جهت استفاده نقل میشود 


    ۱ - در آن سفره غیر از خون نمی دیدم!

    استاد مجاهدی نقل کردند :
    به خاطر دارم که در معیت آقای مجتهدی، ناهار را میهمان یکی از دوستان بودیم. صاحب خانه بر خلاف قولی که داده بود سفره نسبتاً رنگینی را تدارک دیده و سرگرم کشیدن غذا بود.
    جناب مجتهدی که در کنار سفره نشسته بودند غذا صرف نمی‌کردند ولی چشم از سفره هم بر نمی‌داشتند! اصرار صاحب خانه به ایشان برای طرف غذا سودی نداشت و می‌فرمودند:


    شما راحت باشید! من چندان میلی به غذا ندارم.

    دوستان می‌دانستند که باید به ایشان اصرار نکنند و راحت شان بگذارند، شاید صاحب خانه تصور می‌کرد که جناب مجتهدی نوع غذا را نپسندیده‌اند واز آن خوش‌شان نمی‌آید!
    به هر حال سفره بر چیده شد و تمامی دوستان به دنبال یافتن پاسخی برای این سئوال بودند که:
    چرا ایشان گرسنه از سر سفره برخاستند و حتی لقمه‌ای از غذا تناول نکردند؟!

    فردای آن روز به خدمت شان شرفیاب شدم. تنی چند از دوستان نیز حضور داشتند. مرحوم مصطفوی از ایشان پرسید:
    دیروز ظهر، چرا غذا میل نفرمودید؟ گفتند:


    آقاجان! من در آن سفره غیر از خون نمی‌دیدم! این غذا از پول نزول تهیه شده بود و خوردن نداشت!

    ما همگی صاحبخانه را می‌شناختیم، مردی نبود که آلوده به نزول باشد. زندگی متوسطی داشت و با عفاف و کفاف زندگی می‌کرد و هضم فرمایش جناب مجتهدی برای دوستان دشوار بود.
    ساعتی گذشت و مردی که دیروز مهمانش بودیم، آمد، هنگامی که آقای مجتهدی برای تجدید وضو از اتاق بیرون رفتند، آقای مصطفوی از آن مرد پرسید:

    غذای دیروز را از چه پولی تهیه کرده بودید؟ گفت:
    من به آقا قول داده بودم که برای ناهار غذای ساده‌ای تهیه کنم ولی همسرم اجازه نداد و گفت که ما باید به بهترین وجه از این مرد خدا پذیرایی کنیم! من هم ناگزیر شدم که از همسایه خود حاجی فلان مقداری پول قرض کنم!

    آقای مصطفوی که همسایه آن مرد را خوب می‌شناخت، گفت:
    حالا معلوم شد که چرا آقای مجتهدی دیروز غذا نخوردند، همسایه این مرد در بازار قم به دادن نزول و گرفتن بهره پول مشهور است و چون غذای دیروز از پول ربا تهیه شده ‌بود، جعفر آقا تمایلی به خوردن آن نشان ندادند و امروز هم فرمودند: در آن سفره غیر از خون نمی‌دیدم!



    ۲-برکات مادی و معنوی صلوات

    استاد مجاهدی نقل کرده اند :
    آقای محمد آزادگان از شعرای با اخلاص این زمانه است  و محضر بسیاری از بزرگان را نیز درک کرده است .ایشان می گفتند:

    به هر کاری که دست می‌زنم و به هر شغلی که روی می‌آورم، ادامه پیدا نمی‌کند و زندگی‌ام سامان نمی‌گیرد. شنیده‌ام که به زودی عازم مشهدالرضا هستید، التماس دعای مخصوص دارم. ضمناً در این سفر آقای مجتهدی را هم اگر دیدید از ایشان بپرسید:

    گیر کار من کجاست؟! و چه کنم که از این وضع  نابسامان رهایی پیدا کنم؟

    در آن سفر، توفیق دو ماه اقامت در مشهد نصیبم شد و با عنایت حضرت ثامن الائمه روزی نبود که به محضر آقای مجتهدی شرفیاب نشوم و از زیارت ایشان حظ معنوی نبرم.
    روز آخر به هنگام خداحافظی،  آقای مجتهدی فرمودند:


    فراموش کردید که پیام دوست شاعرتان را به من بگویید!

    عرض کردم:در محضر شما اغلب اوقات، خودم را هم فراموش می‌کنم! و بعد پیام آقای آزادگان را با ایشان در میان گذاشتم. فرمودند:

    آقاجان! ایشان آدم با صفایی هستند و در هر کتابی که ذکری پیدا می‌کنند به آن مشغول می‌شوند، مدتی است هم به گفتن ذکر «لا اله إله الله» سرگرم ‌شده‌اند! این ذکر خاص کملین است واثرش این است که همه تعلق‌ها و دلبستگی‌ها را از انسان می‌گیرد! چند صباحی است که شغل او را هدف قرارداده‌اند و اگر به این ذکر ادامه دهند تمام چیزهایی را که تعلق خاطر دارند از ایشان خواهند گرفت.
    از قول من به ایشان بگویید:
    فوراً ذکر «لا اله إله الله» را قطع کند و به ذکر صلوات بپردازد. در ذکر صلوات برکت‌های مادی و معنوی زیادی است. هم کار دنیای آدمی را سامان می دهد هم سیر اخروی او را.

    هنگامی که به قم بازگشتم، آقای آزادگان به دیدارم آمد. آن چه را که از آقای مجتهدی شنیده بودم برای او نقل گردم، گفت:

    درست فرموده‌اند، مدتی است که به گفتن «لا اله إله الله» مشغولم! و نمی‌دانستم که این ذکر چنین آثاری هم دارد. از این پس به ذکر صلوات می‌پردازم تا ببینم چه می‌شود؟!

    پس از گذشت چند روزی، آقای  آزادگان به عنوان حسابدار یکی از فروشگاه‌های عمده نساجی در قم مشغول به کار شد و سالها در همان سمت انجام وظیفه کرد تا باز نشسته شد.


    ۳ - فلانی سیر برزخی خود را آغاز کرده‌است!

    استاد مجاهدی در این باره نقل می کنند :
    در دو روز آخری که حجت‌الاسلام  حاج احمد آقای خمینی تحت مراقبت‌های ویژه پزشکی قرار داشتند و چند تیم پزشکی در جماران برای ادامه حیات ایشان بی وقفه تلاش می‌کردند، حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی تلفنی از من خواستند تا با پرواز به مشهد، نظر آقای مجتهدی را درباره وضعیت پدر بزرگوارشان جویا شوم.

    روز چهارشنبه با هواپیما به مشهد مشرف شدم و پس از عتبه بوسی علی بن موسی الرضا – علیهما آلاف التحیه و الثنا _ و تقاضای ملاقات با آن ولی خدا به هتل محل اقامت بازگشتم در حالی که برای زیارت آقای مجتهدی لحظه شماری می‌کردم. مدتی گذشت و از دفتر هتل به اتاق من زنگ زدند که کسی حامل پیغامی برای شماست!

    حامل پیغام را تا آن لحظه ندیده ‌بودم و او را نمی‌شناختم. پس از سلام و احوالپرسی گفت:
    آقا سلام داشتند و از این که به خاطر شدت بیماری و بستری بودن قادر به ملاقات نبودند عذرخواهی کردند و فرمودند به آقای مجاهدی بگویید:


    فلانی از دوشنبه گذشته سیر برزخی خود را آغاز کرده‌است!

    جریان امر را تلفنی با حاج حسن آقا در میان گذاشتم و گفتم: که به نظر جناب مجتهدی کار از کار گذشته ‌است.
    بعدها شنیدم وقتی که مادربزرگوار آن مرحوم، از این خبر مطلع می‌گردند، منقلب شده و می‌فرمایند:
    این حرف باید درست باشد چون سال‌ها پیش یکی از اولیای خدا در لبنان و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به حاج احمد آقا گفته بود که بیش از پنجاه سال عمر نخواهی‌کرد، و روز دوشنبه گذشته، فرزندم پنجاه سالش تمام شده ‌بود.

    فردای آن روز، خبر در گذشت  حجت ‌الاسلام  حاج سیداحمد آقای خمینی – رحمت الله علیه – اعلام شد و جنازه آن مرحوم در جوار مرقد امام (قدس سره) به خاک سپرده شد.


    ۴- راهنمایی در مسجد جمکران


    جناب آقای رضا بیگدلی نقل کردند:
    روزی روحانی فاضل و جلیل القدری که حدود پنجاه سال داشت جهت دیدن آقای مجتهدی درب منزل ایشان آمده بود، به آقا عرض کردم شخصی روحانی می‌خواهد خدمت شما برسد.
    فرمودند :بگویید داخل شود.


    کمی بعد از اینکه آن شخص داخل گردید و چایی میل نمود، از ایشان پرسیدم، علت آشنایی شما با آقا چه بوده ‌است؟
    گفتند: چند سال قبل که اطراف مسجد جمکران بیابان بود و جاده کنونی نبود مسیر مسجد از کنار کوه خضر و دوبرادران می‌گذشت.
    در آن ایام پیوسته با دوستان به مسجد جمکران مشرف می‌شدم، یکمرتبه که همراه چند نفر از دوستان با مقداری اسباب و اثاثیه به طرف مسجد به راه افتادیم به علت تاریکی شب راه را گم کرده و در بیابان سرگردان شدیم و به جای اینکه به مسجد جمکران برسیم از کوه خضر سر در آوردیم!

    بسیار خسته شده ‌بودیم همچنین راهی که آمده بودیم گل آلود بود به طوری که تا مچ پا به گل فرو می‌رفت، در آن حالت خستگی و ناراحتی به حضرت عرض کردم؛ آقا جان اگر نمی‌خواهید ما به مسجد بیاییم لااقل یک نفر را بفرستید تا ما را از اینجا نجات داده و به شهر برساند.
    طولی نکشید شبح سفیدی از دور نمایان شده و نزد ما آمد، شخصی بود با لباسی بلند و سفید با هیبت و عظمتی خاص، بعد از احوال پرسی تمام اسباب و اثاثیه ما را به دوش گرفت و گفت :


     آقا جان همراه من بیایید و براه افتاد!

    ما هم همراه او براه افتادیم، چند قدمی بیشتر نرفته بودیم که به مسجد جمکران رسیدیم!
    در آن هنگام ایشان اسباب و اثاثیه را بر زمین گذاشتند، فوراً گلیمی انداخته و سفره را پهن نمودند و غذا را آماده کردند، گویا از اسباب و اثاثیه کاملاً باخبر بودند!! و حتی چایی را هم دم کردند، آنگاه تعارف کردند و گفتند بفرمایید.
    من عرض کردم آقا جان خودتان هم بفرمایید با هم چند لقمه غذا بخوریم. فرمودند:


     من باید بروم، مأموریتم از طرف حضرت تا همین جا بود،

     سپس خداحافظی کرده و رفتند!!
    همه ما شگفت زده شده بودیم که ایشان چه کسی بودند؟! وقتی از بعضی افراد نام و نشانی ایشان را سؤال کردیم، گفتند ایشان آقای مجتهدی بوده‌اند.
    از آن روز به بعد با ایشان آشنا شده و گاهی از اوقات خدمتشان می‌رسم.



    ۵ - فلسفه نوروز

    جناب آقای یغمایی که مدتی آقای مجتهدی در منزل ایشان بسر می‌بردند، نقل کردند:
    روزی به آقای مجتهدی عرض کردم، آیا این عید نوروزی که اینقدر مردم به آن توجه دارند و به خاطرش مسرورند و لباس نو می‌پوشند، فلسفه‌ای هم دارد؟ ایشان فرمودند:


    بله آقاجان، روز عید غدیر که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت مولا علی (علیه‌السلام) را به جانشینی خود معرفی کردند، مصادف بوده است با روز جمعه‌ای که اول فروردین بوده است. 

    ۶- صیقل دادن روح !

    آقای حاج حبیب نانوا می‌گفتند:
    هنگامی که آقای مجتهدی از عراق به مشهد آمده بودند و در منزل ما بسر می‌بردند: مدت سه ماه غذای ایشان فقط یک لیوان آب خربزه بود و به غیر از آن هیچ غذایی میل نکردند و در طی این مدت بارها می‌دیدم که ایشان ساعتها بدون کوچکترین حرکتی مثل مرده روی زمین افتاده‌اند و حتی نفس هم نمی‌کشند. اما جرأت نمی‌کردم جلو بروم!!

    یک روز که این حالت مدت زیادی طول کشید، جلو رفتم و دیدم ایشان مرده‌اند! من که وحشت زده شده بودم، سراسیمه به بیرون دویدم که بگویم آقا مرده‌اند؛ یکمرتبه ایشان بلند شدند و به حالت عادی بازگشتند!!
    آنگاه فرمودند:


     آقا حبیب، آقا جان، نترسید، روح ما را به بالا می‌برند و صیقل می‌دهند و بر می‌گردانند، شما اصلاً ناراحت نباشید.

    ۷- درخواست راهنما از ائمه - علیهم السلام


    جناب آقای خانی نقل کردند:
    مدت زیادی بود گریه می‌کرده و متوسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) بودم واز ایشان تقاضای آشنایی با شخصی به عنوان هادی و راهنما می‌کردم، یک شب در عالم رؤیا دیدم وارد خانه کعبه شده‌ام و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) به ترتیب ایستاده‌اند، در این بین حضرت امیر (علیه‌السلام) رو کردند به شخصی که در آنجا بود و فرمودند:


    شیخ جعفر بیا، ایشان هم جلو آمده و دست حضرت را بوسیدند، بعد حضرت امیر (علیه‌السلام) دست مرا در دست ایشان گذارده و به من فرمودند: این همان شخصی است که از ما تقاضا می‌کردی و به دنبال او می‌گشتی.


    حدوداً بعد از گذشت شش ماه از این رؤیا همان آقایی را که حضرت امیر (علیه‌السلام) به من معرفی کرده و فرموده بودند این همان شخصی است که به دنبالش می‌گردی در منزل یکی از دوستانم دیدم، به مجرد اینکه با ایشان برخورد کردم، فرمودند:


     شش ماه است که منتظر شما می‌باشم.

    ۸ - برای شکم به حضرت شکایت و گله نکن ...

    آقای میرزا ابوالفضل قهوه چی تعریف کردند:
    روزی با خود گفتم امروز در خانه می‌نشینم تا بینم چطور روزی من می‌رسد؟
    لذا درب خانه را بسته و تنها نشستم.

    یک روزگذشت و از غذا خبری نشد، روز دوم هم به همین صورت سپری شد تا روز سوم که ضعف شدیدی وجودم را گرفته بود و از غذا هم خبری نبود، بسیار ناراحت شده بودم و با عصبانیت به آقا حضرت اباالفضل (علیه‌السلام) عرض کردم:
     آقا جان من، همنام شما می‌باشم، سه روز است که در این اتاق نشسته‌ام و هیچ غذایی نخورده‌ام و در حال تلف شدن می‌باشم، طوری نکشید زنگ خانه به صدا درآمد، هنگامی که درب را باز نمودم، دیدم آقای مجتهدی با یک دستمال بسیار نو و گلدوزی شده که در آن دو قابلمه قرار داشت پشت در ایستاده‌اند!
    بعد از سلام آن را به من داده و فرمودند:


    این هم غذا بگیر و دیگر برای شکم به حضرت اباالفضل (علیه‌السلام) شکایت و گله نکن.

    هنگامی که آقا تشریف بردند دستمال را باز کرده و مشاهده نمودم در یک قابلمه برنج و در دیگری مرغ می‌باشد!!
    یک ماه از این واقعه گذشت، روزی یکی از دوستان آقای مجتهدی که از مشهد مقدس به قم آمده بود، به منزل ما آمد و سراغ آقا را گرفت، به او گفتم: از یک ماه قبل در فلان روز که به منزل ما تشریف آورده بودند تاکنون ایشان را ندیده‌ام.

    آن شخص با تعجب فراوان پرسید در فلان روز آقا اینجا بودند؟!
    گفتم بله مگر ایرادی دارد؟
    گفت: این غیر ممکن است، زیرا آقا ظهر همان روز در مشهد منزل ما تشریف داشتند، هنگامی که سفره را پهن کرده و غذا که برنج و مرغ بود را در آن گذاردیم، ناگهان آقا از جا برخاست و فرمودند:
    من باید فوراً بروم.

    به ایشان عرض کردم آقا جان، ناهار را میل فرمایید، آنگاه بروید.
    فرمودند:
    عجله دارم و همین الان باید بروم.

    عرض کردم پس باید غذایتان را همراه ببرید، با اینکه خیلی عجله داشتند قبول کردند، بنده هم فوراً دو قابلمه برداشتم و در یکی مرغ و در دیگری برنج ریختم و آنها را در دستمالی تمیز و گلدوزی شده پیچیدم و ایشان آنرا همراه خود بردند.

    آقا میرزا ابوالفضل می‌گفت: با شنیدن این مطلب، از تعحب خشکم زده و حالت شوکی به من دست داد!! چون نشانی که این شخص می‌داد، درست مطابق بود با همان روز، همان دستمال و همان قابلمه‌ای که آقای مجتهدی داده بودند!

    فوراً قابلمه‌ها و دستمال را آورده و به او نشان دادم، آن شخص نیز بسیار تعجب کرده و گفت بله، اینها همان ظروف و دستمالی است که به آقای مجتهدی داده ‌بودم!!...

    * خوانندگان ارجمند توجه داشته باشند که این اتفاق یک آزمایش
     و امتحان برای صاحب آن


    و  توجه و تذکر برای ما و تمامی شنوندگان آن است که


     نباید اینگونه حضرات معصومین ( ع )  را آزمایش کرد ...


  • نویسنده: *** مهدی ***

  • محبت از شما ( )

  •   بازدیدهای وبلاگ
  • امروز: 1091 بازدید
    دیروز: 1176 بازدید
    کل بازدیدها: 510124 بازدید
  •   درباره مدیر
  • حکایات شیخ جعفر مجتهدی - *اسرار موفقیت*
    *** مهدی ***[451]
    MEHDI farshadpour فوق دیپلم کامپیوتر امید دارم بتوانم با مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود شما را در رسیدن به موفقیت یاری کنم.خواهشمندم نظرات خودتونو برای بهتر شدن این وبلاگ دریغ نکنید.امیدوارم هیشه شاد باشید . -------------------------------------- Email: m_farshadpour@fanavaran-it.ir
  •   لوگوی وبلاگ
  •   لینک های روزانه
  •   موضوعات وبلاگ
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ایمیل:

     
  •   لوگوی همکاران و تبلیغات